تبليغاتX
 حضرت رقیه سلام الله علیها

شیعه یعنی ...

شیعه یعنی بهترین ها در جهان

شیعه یعنی یک جان در او نهان

یک جهان روح اطاعت جان به کف

عدل خواهی و شرف او را هدف

شیعه یعنی گوهری اندر صدف

شیعه یعنی رسته از آب و علف

شیعه معجونی زصبر و انتظار

در امیدی سبز گشته چون بهار

شیعه یعنی جان بکف آماده باش

عشق او در جبهه باشد نی فراش

شیعه راز خوف و بیم و اضطراب

چشمه آب حیاتش پر از آب

وارث پیغمبران بت شکن

یک دهن بستن گشودن صد دهن

شیعه یعنی شمع جاویدان شدن

رهنمای خلق تا یوم الحزان

شیعه ابراهیم دوران زیستن

خون قبطی های دوران ریختن

شیعه یعنی سوختن یا ساختن

آخرین مرز جهان را تاختن

شیعه جبران می کند خون حسین

مستمر خطی است از بدر و حُنین

پس عدالت گستروجان پر وراست

هم لباس رزم او را در بر است

یعنی از بهر جهاد آماده است

زین سبب از قید بند آزاده است

شیعه یعنی پیروی از کربلا

حق و آزادی زچهرش بر ملا

شیعه در آینده بهتر زیستن

مثل گلها لاله ها آمیختن

شیعه در ظاهر غم ها سوختن

زندگی را در فراق آموختن

شیعه یعنی دیدن رویای یار

عفو و رحمت از خدا او را نثار

شیعه خوش باشد و را پایان کار

ذکر یارب گوید او لیل و نهار

شیعه مشمول شفاعت می شود

بهره اش ختم سعادت می شود

شیعه گر روزی کهن سالی شود

هم خرد و هم عقل و هم او عالی شود

محترم گردد  میان بستگان

می شود محبوب فرزند زادگان

شیعه چو هر روز بر بگذرد

از اطاعت بر کمالی می رسد

تا شود شایسته تشویق حق

می رباید ازهمه گوی سبق

شیعه در آینده باشد رستگار

روح و ریحان است و او را برقرار

شیعه شاگرد کلاس انتظار

می کند خود را محیا بهر یار

 

التماس دعا


 

نوشته شده توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا در شنبه 14 مهر1386 ساعت 12:4 موضوع | لینک ثابت


شاید این جمعه بیاید.شاید....

شاید این جمعه بیاید.شاید....

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...شاید

دست افشان...پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

 

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمان خویش را

با همه لحن خوش آواییم

در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه ی تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی

مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است

 

نامه ی تو خط اوان من است

ای نگهت خاست گه آفتاب

در من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یارومدد کار ما

کی و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه ی مشعر

کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سر خوش آن دل که ار آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...

شاید

شاعر مرحوم آغاسی

غربت

 

جمعه ها که می شه بیشتر یاد غریبی آقا آزارم می ده جمعه ها که می شه بیشتر دلتنگ می شم غروب جمعه ها باعث روان شدن بارون اشکایم ... تصمیم گرفتم بخاطر درک گوشه ای از غربت آقامون فقط گوشه ای از آن غربت به دیار غربت برم شاید بتونم غریبی مولا رو حس کنم شاید بتونم گوشه ای از دردهای آقامو درک کنم شاید بتونم شاید بتونم ... شاید مولا مون یکم بیشتر به من فکر کنه یکم بیشتر نازم رو بخره یکم بیشتر هوامو داشته باشه شاید روزی قسمت منم سرباز واقعی مولا شدن بشه .............

من حقیر را در شبهای قدر فراموش نکنید که محتاج به دعاییم واشک ریزان برای پاکی قلبم

دلم خیلی گرفته ، خیلی ، همه دوستانم رو دعا می کنم همه کسانی که نمی شناسم و دارن این نوشته رو می خونن را دعا می کنم شما هم از دعاتون منو بی نصیب نذارید که من یه بنده نا شکر و نا سپاسی بیش نیستم .

 

التماس دعا ... یا علی


 

نوشته شده توسط سرباز ان امام زمان و نوکران شهدا در یکشنبه 1 مهر1386 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting